محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

مقدمه 14

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

نگريستن به نسخه هاى خطى نويافته صورت پذيرفت ، كه چاپ دوم آن به سال 1387 ه 1967 ميلادى در زير دست من بود . تئودور نلدكه ، خاورشناس بنام ، كه در چاپ بخشى از تاريخ طبرى با دوخويه همكارى داشت و اثر ارجمند او حماسهء ملى ايران دربارهء فردوسى و شاهنمامه در نزد ما ايرانيان از آوازه اى بلند و شايان برخوردار است ، آن بخش تاريخ طبرى را كه به گفتهء خود وى « تاريخ ساسانيان را از منابع قديم ايرانى به دست مىدهد » ، با تعليقات و حاشيه هاى سودمند به زبان آلمانى ترجمه كرد و آن را با عنوان « تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان » به سال 1879 ميلادى منتشر ساخت . جاى خوشوقتى است كه ترجمه اى دقيق از اين كتاب نلدكه به كوشش آقاى دكتر عباس زرياب خويى ، استاد دانشگاه تهران ، در سلسلهء انتشارات انجمن آثار ملى منتشر گرديده است . زوال فرمانروايى خليفگان و استقرار حكومتهاى ايرانى چنان كه در سرآغاز ياد كردم ، تاريخ كبير طبرى به روزگار سامانيان ، به اشارهء امير منصور بن نوح سامانى به زبان فارسى گردانيده شد . آشفتگى و ناتوانى خليفگان در اين اوان موجب استقرار حكومتهاى ملى و محلى گرديد . هر چند اين نورسيدگان خود به گونه اى وابسته بودند و عهد و منشور دستگاه خلافت را از پشتوانه هاى جاىگزينى مىشمردند ، براى بلندى نام و آوازهء خود و فرو شكوه ديوان به شاعران و نويسندگان و دانشمندان توجهى خاصّ مبذول مىداشتند . آثار پديد آمدهء اين روزگاران به زبان فارسى كه از خواست و دلبستگى مردم به زبان مادرى ريشه مىگرفت ، مايهء سرافرازى و مفاخرهء اين حكومتها ، كه خود ستيز و آويزى مدام با يك ديگر داشتند ، مىگرديد و اين همه به گسترش دانش و ادب مجال فراوان مىداد . از آن ميان دودمان بويه در عراق و غرب ايران ، و سامانيان كه بر شرق و ما وراء النهر فرمان مىراندند ، جايگاهى بلند دارند . آل بويه و سامانيان با تشويق و پشتيبانى شاعران و نويسندگان بانى و باعث آفرينش آثارى گشتند كه هم اينك از پشتوانه هاى فكر و فرهنگ ايرانى است . البته از مواريث روزگار بويهيان به زبان فارسى برخوردارى چندانى نيافته ايم و از آثار پديد آمده در آن دوران شمار كمى به ما رسيده است ، ولى هم آنچه به جاى نمانده است نيز مغتنم است .